علمی اموزشی
روستای ماوای لاما در ايالت جوهو يکی از فريبنده ترين مناطق مالزی است. به گفته مورخين محلی نام اصلی ماوای، ماواس بوده است که اشاره به نامی دارد که مردم محلی بر يک موجود افسانه ای که به بزرگپا مشهور است گذارده اند. به نظر می آيد که مردم ماواس به وجود اين موجود که نام روستای آنها از آن گرفته شده است باور دارند. برخی نظير آجی که يک قايقران است می گويند که او را ديده اند. آجی می گويد: "يک شب در حدود ساعت ۱۰ تا ۱۱، من متوجه وجود چيزی شدم اما نمی دانستم که چه جور موجودی است. اما با قاطعيت می توانم بگويم که چشمانش قرمز بود. و صدايی کرد: ووووووووو!" او می افزايد: "او از چراغ من ترسيد و من هم از او. هر دو در دو جهت مختلف فرار کرديم و بعد من برگشتم و ردپايش را يافتم." در جستجوی غذا ماوای در انتهای کوه های پانتی، که منطقه ای بسيار شيبدار و جنگلی در جنوب شبه جزيره مالای است، قرار دارد. چند هفته پيش چند ردپای بسيار بزرگ در جاده ای گلی در نزديکی اين منطقه پيدا شد. وينسنت چاو از "جامعه طبيعت مالزی" عکس هايی از اين ردپاها در اختيار دارد. "بر اساس آنچه ما فراگرفته ايم، اين انتهای جنوبی مسير مهاجرت آنهاست و به علت پراکندگی جنگلها گاهی در جستجوی ميوه به روستاها می روند. آنها همچنين به دنبال جفت و گاهی در جستجوی نمک هستند." به دنبال مشاهده اين ردپاها، حکومت ايالتی جوهور درحال برنامه ريزی برای جستجوی بزرگپا است. اين اولين بار نيست که چنين مشاهداتی گزارش می شود. پنج سال پيش نيز اوا هاوا که مشاور يک شرکت روابط عمومی است می گويد که هنگام رانندگی در بزرگراه شمال-جنوب مالزی در روز روشن موجودی را ديده است که مشخصاتش نظير آنچه که ديگران می گويند است: "بزرگ و پشمالو بود. قدی در حدود شش تا هفت پا داشت. از جلوی ماشين من رد شد. او قوز داشت و مثل يک پيرمرد راه می رفت." اوا هاوا گفته می شود که يک ميمون عظيم الجثه بنام گيگانتوپيتکوس در حدود ۳۰۰ هزار سال پيش در آسيا می زيسته است. واقعيت يا تخيل در اواخر سال ۲۰۰۴ نيز اسکلت هايی در جزيره فلورس اندونزی کشف شدند که برخی مردم شناسان آنها را به گونه ای از انسانها منسوب می دانند. اما با اين وجود بسياری هستند که به وجود بزرگپا اعتقاد ندارند. آنها می پرسند: چگونه است که هيچ ميمون عظيم الجثه ای از يک ربع ميليون سال قبل تاکنون پيدا نشده است. آنها همچنين اين سوال را مطرح می کنند که با توجه به کوچک شدن جنگلها چرا بزرگپا تاکنون کاملا بيرون نيامده تا حضور آن بطور قطعی ثبت شود؟ اما يک روز صبح با چند همراه محلی تصميم گرفتيم به منطقه ای که در آن ردپای بزرگپا مشاهده شده بود برويم. ما از بين جنگلها گذر کرديم. آرامش يک گله از بوفالوهای آبی وحشی را به هم ريختيم. سرانجام در کنار يک رودخانه بر روی ماسه نرم ردپاها را ديديم. آنها کاملا مشخص بودند. در حدود ۲۰ سانتی متر عرض و شايد ۴۵ سانتی متر طول داشتند. بنظر می آمد که آن پا به جای يک انگشت بزرگ دارای سه انگشت شست بوده است. من فقط می توانم بگويم که ردپاها بزرگ بودند. آنها به شکل پا بودند و آنها آنجا بودند. منبع:http://www.iranbiology.ir/Articles/Animals/bigfoot.html اصل خبر:بی بی سی دانشمندان دانشگاه شيكاگو در تازهترين بررسيهاي خود با استفاده از تصويربرداري و بررسي دقيق ژنومهاي انساني دريافتند صدها مورد از ژنهاي انساني طي 10 هزار سال گذشته و در زمان طولاني تكامل انساني دستخوش گزينش طبيعي مثبتي شدهاند. به گزارش سرويس علمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) به گفته دانشمندان آمريكايي اين گزينش طبيعي مثبت زماني روي ميدهد كه يك ژن ناهمسان مجاور به خاطر تغييرات محيطي دگرگون ميشود. دانشمندان دانشگاه شيكاگو در اين تحقيق ژنومهاي 209 نفر از سه منطقه متفاوت جهان يعني آسياي شرقي، اروپا و نيجريه در آفريقا را كه هيچ رابطهاي با هم نداشتند مورد بررسي قرار دادند و در نهايت به اين مساله دست يافتند. منبع:سویس خبری ژنتیک و بیوتکنولوژی راجر بيكن(Roger Bacon) كه يكي ديگر از ستونهاي نوزايي به شمار ميآيد، همزمان با آلبرت بزرگ ميزيست و به نظر ميرسد دلبستگي چنداني به اين آلماني پيرو فرقهي دومينيكي نداشت. او همواره گلايه ميكرد كه چرا استاد آلبرت از نظر مرجع بودن و اعتبار، در مدرسهها به عنوان همپايهي ارسطو، ابنسينا و ابنرشد پذيرفته ميشود و اعتراض ميكرد كه اين افتخاري است كه " هرگز به كسي در زمان حياتش داده نشده است." منبع: زندگينامهي علمي دانشوران، زير نظر احمد بيرشك، انتشارات علمي و فرهنگي، جلد اول 1366 دانشمندان اظهار می دارند بقاياي فسيلي كهن ترين گل شناخته شده در جهان را كشف كرده اند. به گزارش سرويس «علمي» ايسنا، اين فسيل در يك تخته سنگ در شمال شرقي چين كشف شده و تصور مى شود 125 ميليون سال عمر داشته باشد. محققان در دانشگاه فلوريدا در آمريكا مى گويند كه اين گونه گياهى مى تواند جد بزرگ همه گل هاى زمين باشد. آنها مى گويند كه اين گل احتمالا در درياچه هاى كم عمق كه دايناسورها و ساير موجودات ماقبل تاريخ در آن زندگى مى كرده اند رشد كرده است. به گفته David Dilcher از موزه تاريخ طبيعى فلوريدا و دانشگاه فلوريدا اين گياه، كه «Archaefructus sinensis » يا «ميوه كهن چينى» نام دارد، يكى از گونه هايى است كه تاكنون مشاهده نشده است. همچنين او از آن بعنوان مادر تمام گياهان گلدار ياد کرده است. اين كشف نشان داد كه گياهان گلدار در ابتدا به شكل علف رويش کرده و قادر به توليد مثل سريع خود بوده اند. به گفته وى بخش گلدار گياه داراى گلبرگ نبوده و تنها به عنوان واحد توليد مثل كه براى بقا ضرورى است، عمل مى كرده است . همچنين وي افزود: «علت اين كه مى توانيم بگوييم اين يك گياه گلدار می باشد اين است كه تخم آن در داخل بخش ماده ميوه محفوظ است.» بيانيه های ديگر دانشمندان حاکی از ضروری دانستن انجام تحقيقات بيشتر در جهت پذيرش اين گياه به عنوان کهن ترين گياه گلدار می باشد. Peter Raven مسئول باغ گياه شناسی در سنت لوئيز ، از اين کشف به عنوان مهمترين گياه گلدار شناخته شده تا به امروز ياد می کند. منبع:سویس خبری ژنتیک و بیوتکنولوژی اصل خبر:بی بی سی بر اساس نظریه اين گروه، اين وضع ممکن است باعث تکامل انسانهای اولیه و افزايش سطح همکاری آنها برای پرهيز از شکار شدن شده باشد. انسانشناسان میگویند به رغم ظرفيت خارقالعاده بشر برای جنگ و خشونت، ما انسانها موجوداتی بسيار اجتماعی هستيم. جیمز ریلینگ، از محققان آمریکايی می گوید: افراد از تمایل دیگران به همکاری با آنها استقبال میکنند. اما انسان ها با کسانی که علاقهای به همکاری ندارند با نگرش منفی برخورد میکنند. آقای ریلینگ درباره ساز و کار زیست شناختی همکاری میان انسانها تحقیق می کند. او این تحقیقات را بر به وسیله روشهای تصویربرداری از مغز انجام میدهد. او مغز افراد را حین انجام یک بازی آزمایشی بررسی کرده است. در این بازی تمایل افراد مورد آزمایش برای همکاری با دیگران ارزیابی می شود. به گفته وی خاطره عدم همکاری دیگران به خوبی در حافظه افراد ثبت می شود. آقای ریلینگ می گوید شامپانزه ها بر خلاف ما علاقه ای به کمک کردن به یکدیگر حین خطر ندارند. این در حالی است که آنها نزدیک ترین خویشاوندان ما میان حیوانات هستند. رابرت ساسمن، از محققان دانشگاه واشنگتن در سن لوئیس می گوید هوش و همکاری انسان ها در اثر نیاز به چیره شدن بر شکارچیان خود تکامل یافته است.
پروفسور سوسمن انسان های اولیه را طعمه جانورانی مانند سگهای وحشی، گربه سانان، کفتار، عقاب ها و سوسمارها می داند. آقای ساسمن "اوسترالوپیتکوس افرنسيس"، یکی از اجداد احتمالی بشر را نمونه واضح یک طعمه خوب برای شکارچیان می داند. بر این اساس این میمون نما برای گریز از خطرات هم بر روی زمین و هم بر روی درختان زندگی می کرده است. دکتر آگوستین فوئنتس از دانشگاه نوتردام با این فرضیه موافق است. او می گوید انسان های اولیه در معرض تهدیدهای محیطی متفاوتی مانند خطر شکار شدن قرار داشتند. به گفته دکتر فوئنتس انسان های اولیه مجبور بودند که انرژی بیشتری را صرف کنند و برای نجات خود به زندگی اجتماعی روی آوردند تا به طعمههای سختتری تبدیل شوند. دکتر فوئنتس به اوسترالوپیتکوس و پارانتروپوس به عنوان دو گونه از انسانهای اولیه برای توضیح نظر خود اشاره می کند. او می گوید بر خلاف گونه نخست، گونه دوم موفق نشد تا با تهدیدهای محیطی وفق پیدا کند و یک میلیون و دویست هزار سال پیش منقرض شد. منبع: BBC


محققان اين هفته در گردهمایی انجمن آمریکایی پیشبرد علوم اعلام کردند که انسان های اولیه خود طعمه شکارچیان قویتری بودهاند.
![]()
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت
18:1 توسط نوری| |
نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت
17:52 توسط نوری| |
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت
22:2 توسط نوری| |
آلبرتوس مگنوس(Albertus Magnus) از نامداران و پيشگامان علم نوين در سالهاي پاياني سدههاي ميانه(قرون وسطي) در اروپا است و يكي از ستونهاي نوزايي(رنسانس) به شمار ميآيد. او ، كه با نام آلبرت بزرگ نيز شناخته ميشود، در پادوا، يكي از شهرهاي كهن ايتاليا، آموزش ديد و دانش يونان و مسلمانان را به دانشگاههاي اروپا وارد كرد.
نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت
22:1 توسط نوری| |
نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت
9:10 توسط نوری| |
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت
19:32 توسط نوری| |
پژوهشگران می گويند اين پندار عمومی که اجداد دوردست انسان شکارچيان سرسختی بودند که هر چه در سر راهشان بود فتح و تسخير میکردند، غلط است.
انسان های اولیه بر روی زمین و درختان زندگی می کردند و برای فرار از خطر به زندگی اجتماعی روی آوردند
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت
19:28 توسط نوری| |





