علمی اموزشی
سرطان خون (لوسمی) نوعی بيماری پيشرونده و بدخيم اعضای خونساز بدن است که با تکثير و تکامل ناقص گويچههای سفيد خون و پيشسازهای آن در خون و مغز استخوان ايجاد میشود. لوسمی يا لوکمی leukemia ريشه در زبان لاتين به معنای "خون سفيد" دارد و فرآيند تکثير، خونسازی و ايمنی طبيعی بدن را مختل میکند. اجتماع اين ياختههای سرطانی در خارج از مغز استخوان، موجب تشکيل تودههايی در اندامهای حياتی بدن نظير مغز و يا بزرگ شدن غدد لنفاوی، طحال، کبد و ناهنجاری عملکرد اندامهای حياتی بدن میشوند. لوسمی نيز با توجه به نوع ياخته موجود در بافت مغز استخوان که دچار تراريختی و سرطان شده است، تعريف شده و اشکال مختلفی از اين نوع سرطان وجود دارد که هر کدام نشانهها و عوارض خاص خود را دارند.بيماری لوسمی يک فرآيند پويا است که توسط متغيرهای ناشناخته و مستقل متعددی موجب تغييرات مولکولی ياخته شده و منجر به تداخل در سيستم تکثير ياخته های مغز استخوان میشود. عامل مستعد و پيشتاز در تظاهر لوسمی مانند هر سرطان ديگری به هم خوردن نظم تقسيم ياخته ای است. همچنين عوامل ژنتيکی از جمله نقايصی در کروموزومها و انتقال ژن معيوب از ديگر دلايل اين بيماری خطرناک میباشد.امروزه با کاربردهای جديد الگوهای درمان پيوند مغز استخوان و درمان زيستی يا ايمونولوژيک و داروهای جديد ضد سرطان و پيشرفتهای علم ژنتيک و ساختارهای ژنهای انسانی اميدهای تازهای برای غلبه بر اين بيماری به وجود آمده است منبع: بی بی سی محققان میگويند مطالعات گسترده آنها به روی اعضای خانوادهها نشان میدهد که حس تنهايی و گوشهنشينی ممکن است موروثی باشد نه اکتسابی. انزوا برای انسان ماقبل تاريخ يک تاکتيک بقا بوده است گروههايی از دانشگاه آمستردام و دانشگاه شيکاگو دادههای مربوط به هشت هزار دوقلوی همسان و غيرهمسان را بررسی کردند. آنها دريافتند وراثت نقش بسيار مهمی در گوشهگيری دارد. محققان که نتايج مطالعه آنها در نشريه Behavior Genetics منتشر شده است گفتهاند که اين نتايج نشان میدهد که کمک به افراد گوشهگير فقط با تغيير محيط ممکن نيست.تنهايی قبلا به ناراحتی قلبی و همچنين مشکلات روحی مانند اضطراب، کمبود اعتماد به نفس و جمع گريزی پيوند زده شده است. محققان اظهار میدارند که حس تنهايی و انزوا ممکن است از رفتارهای دوران ماقبل تاريخ، زمانی که گردآوران-شکارچيان عمداً از ديگران پرهيز میکردند تا مجبور نشوند آنها را در غذای خود سهيم کنند، سرچشمه بگيرد.اين باعث میشد که اين افراد بهتر تغذيه کنند و بنابراين شانس بقا و تناسل آنها افزايش میيافت.اما آنها افزودند که اين تاکتيک جنبهای منفی نيز داشت و آن اينکه باعث اضطراب، گرايش به خصومتورزی، نفی گرايی و جمعگريزی می شد. اکتسابی يا موروثی؟ در اين مطالعه از دوقلوها، که از سال 1991 (در فاصله سنی 13 تا 20 سالگی) به بعد به طور منظم تحت نظارت بودند خواسته شد به پرسشنامهای پاسخ دهند که حاوی گزارههايی نظير "دوستانم را خيلی زود از دست می دهم" و "هيچ کس دوستم ندارد" بود. محققان پاسخهای دوقلوهای بزرگسال همسان و غيرهمسان را که در يک خانواده بزرگ شده بودند مقايسه کردند و ميان دوقلوهای همسان اختلاف کمتری در زمينه ميزان گوشهنشينی پيدا کردند. اين مضوع ممکن است بدان معنی باشد که ژنها نقشی عمده در تعيين اين مساله که يک فرد در زندگی حس تنهايی را تجربه میکنند يا خير، دارد. پروفسور دورت بومزما، که اين مطالعه را هدايت کرده است، گفت: "وقوف به اين مساله مفيد است زيرا نشان می دهد موضوع به اين سادگی نيست که بگوييم تاثير تغيير محيط برای همه (کسانی که احساس تنهايی می کنند) يکسان است."اما دکتر آرتور کاسيدی، روانشناس موسسه بلفاست، گفت مردم میتوانند رفتارهايشان را در محيط خانواده آموخته باشند.او گفت: "آنها ممکن است نگاهی خيلی بدبينانه به جهان داشته باشند و تعبيری خيلی منفی از امور داشته باشند، بنابراين افراد ممکن است بدبينی را بياموزند و در نتيجه گوشهگير شوند.""اما امکان ترک عادات با استفاده از رفتاردرمانی مغزی (سی بی تی) و روان درمانی وجود دارد." منبع: BBC
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم تومور دهان يا زبان باشيد. منبع:http://www.irteb.com/bimariha بيشفعالي در پسران شايعتر از دختران است وي با بيان اينكه اختلال بيشفعالي در پسران بيشتر از دختران ديده ميشود، خاطرنشان كرد: اين اختلال در پسران 3 تا 5 برابر شايعتر از دختران است. اختلال بيشفعالي با سه نوع مختلف در كودكان بروز ميكند، توضيح داد: در نخستين نوع از اين اختلال، علاوه بر بيشفعالي، عملكرد تكاني (انجام كارهاي ناگهاني) در كودك ديده ميشود. دومين و شايعترين اختلال بيشفعالي نوعي است كه در آن بيشفعالي و پر تحركي مشاهده نميشود و كودك فقط داراي علايم مربوط به كمبود توجه و تمركز است كه معمولا اين نوع اختلال ديرتر و در سنين مدرسه تشخيص داده ميشود. در نوع سوم اختلال بيشفعالي، كودك هم داراي علايم بيشفعالي، عملكردهاي ناگهاني و هم كمبود توجه و تمركز است. كودك بيشفعال آرام و قرار ندارد در خصوص علايم باليني اختلال بيشفعالي نوع سوم بايد خاطرنشان كرد: اين كودكان به طور مرتب در حال جنب و جوش هستند و معمولا آرام و قرار ندارند حتي اگر براي تماشاي تلويزيون نشستهاند مرتبا با دستهاي خود بازي ميكنند. اين كودكان در مدرسه به دليل اين كه مرتب در حال حركت هستند غالبا نظم كلاس را بر همه ميريزند. كودكان بيشفعال حادثه ميآفرينند اين كودكان اغلب به جاي راه رفتن ميدوند؛ بسيار جسور هستند و دست به كارهاي خطرناكي مانند پريدن از روي بلندي، دست زدن به گاز، چاقو، كبريت و ... ميزنند و بعد از انجام اعمال خطرناك هم عبرت نميگيرند و مرتبا همان اعمال خطرناك را تكرار ميكنند. كودكان بيشفعال از انجام تكاليف درسي اجتناب ميكنند اين كودكان هميشه قادر به پيگيري دستورات نيستند كارهاي خود را نيمه كاره رها ميكنند و به دليل مشكل تمركز، فراموش كار هستند و از انجام اعمالي مانند تكليف درسي كه نياز به تمركز دارد پرهيز و اجتناب ميكنند. اين كودكان به دليل علايم كم توجهي، وسايل مهد كودك و يا مدرسه خود را مرتب گم ميكنند و در خانه جاي وسايل شخصي خود را فراموش ميكنند و در مدرسه به دليل مشكل توجه و تمركز بيشترين مسئله را در دروس «ديكته» و «رياضي» دارند. اشتباهات و غلط هاي اين كودكان در دروس رياضي و ديكته كاملا ناشي از بيدقتي آنهاست، غلطهاي املايي شايع در اين كودكان شامل نگذاشتن نقطه، تشديد و دندانه و سركش است و يا يك كلمه را در يك قسمت ديكته درست مينويسند و همان كلمه را ممكن است در جاي ديگر اشتباه بنويسند. غلطهاي رياضي اين كودكان هم ناشي از بيتوجهي است، تاكيد كرد: اين كودكان علايم رياضي مانند جمع و تفريق را با هم اشتباه ميكنند و يا ممكن است راه حلي را درست بنويسند ولي در زمان نوشتن اشتباه منتقل كنند؛ در هر حال اين كودكان از نظر معلمان، بي انضباط و مداخله گر در صحبتهاي آنان هستند؛ حتي ممكن است اين كودكان در طي ساعت مدرسه چندين بار محل كلاس را ترك كنند. تشخيص زودرس و درمان به موقع مانع برچسب زدن به اين كودكان تحت عنوان كودكان شرور، پرخاشگر، فضول، بيتوجه و بي انضباط ميشود. دارو درماني، رفتار درماني براي كودك يا نوجوان بيشفعال و آموزشهاي رفتاري به والدين از جمله روشهاي درماني اين اختلال است. درمان دارويي در كنترل علايم اين اختلال بسيار مؤثرست، اين داروها هم علايم پرتحركي و هم علايم مربوط به بيدقتي و كم تمركزي را كنترل ميكند. معمولا كودكان دو نوبت در روز بايد از اين داروها استفاده كنند؛ يك نوبت براي حضور در مدرسه و يك نوبت بعدازظهر در منزل براي كنترل رفتارهاي مربوط به پرتحركي و نيز براي افزايش تمركز و انجام تكليف درسي به كودك داده ميشود. تشخيص و درمان به موقع از بسياري عواقب احتمالي اختلال بيش فعالي در آينده جلوگيري ميكند. از اختلالات همراه با بيشفعالي ميتوان به اضطراب، افسردگي و كاهش اعتماد به نفس در اين كودكان و نيز اختلالات يادگيري در ديكتهنويسي، روخواني و رياضي اشاره كرد. بيماري ام.اس يا اسكلروز چندگانه يك اختلال مادامالعمر در سيستم ايمني خودكار بدن است كه ميتواند منجر به فلج شديد شود. اختلال سيستم ايمني خودكار وضعيتي است كه در آن بدن آنتيباديهايي را توليد ميكند كه به بافتهاي خودش حمله ميكنند. در بدن افراد مبتلا به اين بيماري آنتيباديهايي توليد ميشود كه به ماده سفيد مغز و نخاع حملهور ميشوند. در بيماري ام.اس ميلين يا پوشش رشتههاي عصبي در مغز و نخاع ملتهب ميشود. اين التهاب باعث آسيب ميلين شده و سيگنالهاي عصبي نميتوانند در طول رشتههاي عصبي حركت كنند. علايم اين بيماري متفاوت است و بستگي به اين دارد كه كدام بخش از اعصاب آسيب ببينند. علايم اوليه اين بيماري بسيار خفيف بوده و عبارتند از: سرگيجه و عدم تعادل، خستگي، ضعف دست و پا، التهاب اعصاب چشمي، بي حسي يا سوزش موضعي، درد شديد در ناحيه صورت، نقص در بينايي شامل تار شدن و يا دو بيني است. با پيشرفت بيماري ساير علايم نيز بروز ميكنند كه از آن جمله ميتوان به مشكلات روده و مثانه، دردهاي مزمن مانند درد كمر و ماهيچهها، افسردگي، اسپاسم يا گرفتگي ماهيچهها كه ممكن است بسيار دردناك باشد، فلج، ناتواني جنسي، صحبت كردن به طور نامفهوم، مشكل در بلع، مشكل در تفكر و عملكرد حافظه، از دست دادن بينايي و نابينايي كامل اشاره كرد. در موارد خفيف بيماري ممكن است علايم به قدري ضعيف و ناچيز باشند كه حتي نتوان وجود بيماري را تشخيص داد. وقتي بيماري پيشرفت كرده و شدت مييابد، فرد كاملا فلج ميشود. بيمار توانايي راه رفتن را از دست داده و حتي نميتواند از خود مراقبت كند. علت دقيق بروز اين بيماري هنوز مشخص نيست. 4 فرضيه علمي اصلي درباره علت اين بيماري وجود دارد؛ 1- شرايط جوي در سراسر جهان: براساس اين فرضيه به نظر ميرسد كه ابتلا به ام اس در ميان ساكنان نواحي اطراف مدار چهلم نيم كرههاي شمالي و جنوبي كره زمين شايعتر است. فردي كه در يكي از اين مناطق متولد شده و پيش از رسيدن به سن نوجواني به منطقه ديگر منتقل ميشود، تا حدودي در معرض ابتلا به اين بيماري قرار ميگيرند. 2- ژنتيك: ابتلاي والدين يا يكي از نزديكان به اين بيماري خطر ابتلا به ام.اس را در فرد افزايش ميدهد. 3- عامل ايمني: به طور كلي اين امر پذيرفته شده است كه بيماري اماس نوعي اختلال در سيستم ايمني خودكار است. 4- عامل ويروسي: اين احتمال وجود دارد كه يك عامل ويروسي در بروز ام اس نقش داشته باشد. برخي عصبشناسان معتقدند كه ام اس به دليل تولد يك فرد با نقص ژنتيكي بروز ميكند، چرا كه نميتواند با يك عامل محيط زيستي سازگاري داشته باشد. وقتي فرد مزبور با آن عامل تماس پيدا كند، سيستم خودكار ايمني واكنش نشان داده و منجر به بروز بيماري ميشود. هنوز براي اين بيماري هيچ راه مشخصي براي پيشگيري شناخته نشده است. در مورد تشخيص بيماري نيز لازم به ذكر است كه در حال حاضر هيچ آزمايش خاصي به اين منظور وجود ندارد و معمولا از طريق مراجعه به سابقه پزشكي و آزمايشات فيزيكي فرد مورد آزمايش قرار ميگيرد. تصاوير MRI معمولا ميتواند آسيب ميلين در بافت مغز را نشان دهد، اما در برخي افراد مبتلا به اين بيماري اين تصاوير كاملا طبيعي هستند و هيچ مشكل يا نارسايي را نشان نميدهند. يكي ديگر از روشهاي تشخيص بيماري آزمايش مايع مغزي نخاعي است. در درازمدت ميزان فلج و از كار افتادگي اعضا افزايش پيدا ميكند. مرگ افراد مبتلا به اين بيماري عموما در اثر پيچيدگيها و شرايط سخت ناشي از فلج آنهاست. از شايعترين عوامل مرگ اين بيماران ميتوان به بروز زخمهاي بستري و در نتيجه بروز عفونت، ذاتالريه، آمبولي ريوي، گرفتگي رگهاي تغذيه كننده ريهها توسط لختههاي خوني و خودكشي اشاره كرد. بيماري ام اس مسري نيست و خطري براي اطرافيان بيمار ندارد، اما ميتواند به طور ژنتيكي اعضاي يك خانواده را تهديد كند. عملكرد اصلي براي درمان بيماري وجود دارد. اولين مرحله توقف و يا كاهش حملات سيستم ايمني به ميلين رشتههاي اعصاب است. مرحله دوم بهبود علائم بيماري و كمك به فرد براي بازگشتن به شرايط طبيعي تا حد امكان است. سيستم ايمني به كمك دارو درمان ميشود. ساير معالجات شامل مصرف داروهاي ضدافسردگي براي بهبود حالت افسردگي و كاهش خطر خودكشي، مصرف دارو براي كنترل مثانه، مصرف دارو براي رفع گرفتگيهاي عضلاني و مصرف دارو براي بهبود دردهاي عصبي است. اثرات جانبي اين داروها با توجه به نوع دارويي كه مصرف ميشود، متفاوت است. از مهمترين آنها خواب آلودگي، بهم خوردگي معده و واكنشهاي آلرژيك نسبت به داروها هستند. از آنجا كه اين بيماري مادام العمر است، كنترل دايمي و معالجه هميشگي بيماري ضروري است. پيشرفت بيماري در اثر مصرف دارو تا حدودي كندتر ميشود. همچنين معالجه علايم بيماري ميتواند حالت فلج را كاهش دهد. منبع:http://asp.irteb.com/
باز پائیز است ...
باز این دل از غمی دیرینه لبریز است
باز می لرزد به خود سرشاخه های بید سرگردان
باز می ریزد فرو بر چهره ام باران
باز رنجور م , خداوندا, پریشانم
باز می بینم که بی تابانه گریانم
باز پائیز است ...
باز این دنیا غم انگیز است
باز پائیز است و هنگام جدائی ها
باز پائیز است و مرگ آشنایی ها 

تومورهاي خوشخيم دهان و زبان رشد غيرطبيعي جديد در دهان يا زبان كه گسترش به نواحي ديگر بدن ندارد. تومورهاي خوشخيم دهان و زبان معمولاً بهطور منفرد و با رشدي بسيار آهسته در طي 6-2 سال بروز ميكنند. اين تومورها ممكن است لبها، لثه، كام، زبان، غشاي پوشاننده لبها و گونهها، و كف دهان را درگير سازند.
علايم شايع
تودهاي در هر جاي دهان يا زبان با خصوصيات زير:
توده ممكن است زخمي شده و خونريزي داشته باشد.
توده ممكن است جا افتادن مناسب دندانهاي مصنوعي را دچار اختلال كند.
توده ممكن است تكلم يا بلع را دچار اختلال كند.
علل
علت دقيق آن ناشناخته است، اگرچه در افراد مصرفكننده سيگار، سيگار برگ، پيپ، تنباكوي جويدني يا انفيه شايعتر است
عوامل تشديد كننده بيماري
مصرف تنباكو
جا افتادن نامناسب دندانهاي مصنوعي
پيشگيري
از استعمال دخانيات يا مصرف تنباكو اجتناب كنيد.
براي معاينه دنداني ساليانه يا جهت مشكلات مربوطه به جا افتادن دندانهاي مصنوعي به دندانپزشك خود مراجعه نماييد.
عواقب موردانتظار
با برداشت توده از طريق جراحي قابل علاج است. ظاهر طبيعي صورت را نيز پس از اين جراحي معمولاً ميتوان با جراحي ترميمي بازگرداند.
عوارض احتمالي
بروز تغييرات سرطاني در توده (به ندرت)
خونريزي از توده
عفونت در محل توده
درمان
اصول كلي
نمونهبرداري (برداشت مقدار اندكي از بافت يا مايع براي بررسي آزمايشگاهي كه ممكن است به تشخيص كمك كند) از تومور
جراحي براي برداشت تومور
پس از جراحي، دهان را روزانه 4-3 بار با محلول تسكينبخش آبنمك (يك قاشق چايخوري نمك در 250 سيسي آب گرم (معادل يك بطري نوشابه)
داروها
براي موارد خفيف، مصرف داروهاي بدون نسخه نظير استامينوفن ممكن است كافي باشد.
در صورت وجود عفونت، آنتيبيوتيك تجويز ميگردد.
فعاليت در زمان ابتلا به اين بيماري
محدوديتي وجود ندارد
رژيم غذايي
پس از التيام محل جراحي رژيم خاصي نياز نيست. تا چند روز پس از جراحي ممكن است مصرف رژيم مايعات ضروري باشد.
درچه شرايطي بايد به پزشك مراجعه نمود؟
بروز موارد زير پس از جراحي:
ـ تب
ـ خونريزي محل عمل
ـ درد غيرقابل تحمل
- اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد. داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.
6 درصد دانشآموزان مقطع ابتدايي تهران داراي اختلال بيشفعالي هستند.
معمولا علايم اين اختلال بعد از 3 سالگي آغاز و معمولا تا قبل از 7 سالگي تشخيص داده ميشود، اظهار كرد: اختلال بيشفعالي از 12 سالگي به بعد تا 20 سالگي رو به بهبود ميرود و درصد كمي از علايم اختلال در بعضي از اين كودكان و نوجوانان تا بزرگسالي ادامه پيدا ميكند.
اين كودكان موجب آزار دوستان خود ميشوند
اين كودكان بدون هيچ فكر قبلي، دست والدين را در خيابان رها كرده و وسط خيابان ميپرند بدون آنكه عواقب عملشان را فكر كرده باشند و يا مرتبا موجب آزار دوستان و زدن آنها به صورت يكي نمادهاي پرخاشگري ميشوند.
تشخيص زودرس و درمان به موقع مانع از برچسب زدن به اين كودكان ميشود
داروهاي بيشفعالي در دو نوبت به كودك داده شود
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت
7:12 توسط نوری| |
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1384ساعت
7:9 توسط نوری| |
نوشته شده در جمعه بیستم آبان 1384ساعت
0:5 توسط نوری| |
بيشفعالي اختلالي است كه در آن كودك داراي علايمي همچون پرتحركي، پر فعاليتي، انجام حركات و عملكرد ناگهاني، كمبود توجه و يا تمركز است.
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت
15:39 توسط نوری| |
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت
14:49 توسط نوری| |
¿شعری از هماميرافشار
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت
22:14 توسط نوری| |



